شنبه، بهمن ۱۰

دربارة همايش ITC2010

اين مطلب را دربارة همايش ITC2010 نوشته‌ام که در ويژه‌نامه امروز (شنبه 10 بهمن 88) روزنامة فناوران منتشر شده است:

دومين همايش بين‌المللي مخابرات ايران در حالي به کار خود پايان داد که برگزاري آن حاوي نکاتي قابل توجه و در برخي موارد جديد بود؛ به چند نکته از این موارد اشاره می‌کنیم:

1- تغيير در نگاه مديران حوزة ICT‌: تأکید و توجه مهندس خسروي به موضوعاتي همچون حقوق کاربران، توجه به مجوزهاي همگرا، تأکيد مديرعامل شرکت مخابرات به مشتري‌مداري، نگاه به‌آينده و جايگاه پرسنل، نظرات مديرعامل کنسرسيوم خريدار مخابرات که رقابت را عامل پيشرفت شرکت مخابرات قلمداد مي‌کند و بر خلاف انتظار، به دنبال ايجاد انحصار نيست و... را می‌توان نشانگر آغاز تغييرات در فضاي ذهني مديران مخابرات کشور دانست.

2- حضور بازيگران جديد در عرصة ICT‌ کشور: حضور مديران ارشد بانک‌ها، صداوسيما و... در همايش به خوبي نشانگر آن است که در فضاي همگراشده مخابرات، گريزي از همکاري و تعامل ميان مخابراتي‌ها و غيرمخابراتي‌ها نيست. ارائه جالب توجه و درعين حال گاه چالش‌برانگيز معاون رسانه‌هاي مجازی صداوسيما و بيان انتظارات وي در قالب شاخص‌هاي مخابراتي مانند پهناي باند و حتي ارائه پيشنهادي در مورد تشکيل کميته ملي مديريت باند وسيع، نشان‌دهنده آن است که مديران ارشد دستگاه‌هاي حاکميتي هم به اهميت ايجاد زيرساخت‌هاي نوين توسعه پي برده‌اند و در پي ترويج فرهنگ آن هستند.

3- در این میان، آنگونه که از بازخوردهای حین و بعد از همایش برمی‌آيد، حضور چهره‌های جدید از نهادها و سازمان‌های مرتبط (همچون دانشگاه‌ها، مشاوران ارشد وزیر ICT، نهاد ریاست‌جمهوری، نظام صنفي رايانه‌اي، شرکت فناوری اطلاعات و...) و نیز طرح مسائل نو و به‌روز، علاوه بر آنکه به جذابیت همایش افزوده بود، بار دیگر نقش گروه طیف را به عنوان کانون تفکر مخابرات ایران در فضاي ICT کشور نشان داد و این نکته را به اثبات رساند که طرح و حل مسائل این حوزه از کشور، جز با ملی‌نگری و جمع‌اندیشی و به میدان آوردن و دخیل کردن همه ذینفعان ممکن نیست. حضور تعداد قابل توجه مدعوین که علیرغم طولانی شدن مباحث، چه در روز نخست و چه در روز دوم، تا پایان مراسم حضور داشتند نیز بر این ادعا صحه می‌گذارد.

4- با توجه به اینکه در کنفرانس‌های بین‌المللی و منطقه‌ای کمتر نشانی از مدیران و برنامه‌ریزان ایرانی دیده می‌شود، حضور مدیران ارشد خارجی و تحلیلگران بین‌المللی در همایش مخابرات ایران، فرصتی را فراهم آورد تا مدیران و برنامه‌ریزان و نیز صنعتگران و فعالان بخش خصوصی ICT کشور، از نظرات و تجربیات آنان بهره‌ گیرند.

گروه علمی تحلیلی طیف امیدوار است برگزاري این همایش در آستانه تحولات جدید ساختاری، مدیریتی و تکنولوژیک در حوزة ICT کشور، توانسته باشد پرتو نوری بر زوایای آشکار و پنهان این حوزه انداخته و تاحدی، مسیر آینده را برای تصمیم‌‌گیران و برنامه‌ریزان روشن کرده باشد. حال، گام نهادن در این مسیر، همت و تلاش مجریان و مدیران و همچنين، حمایت صاحبنظران، برنامه‌ریزان، دولتمردان و به‌ويژه مديران تازه‌نفس را می‌طلبد.

این مطلب را در تحلیلگر فاوا هم بخوانيد.

ادامه مطلب

پنجشنبه، بهمن ۱

خصوصی‌سازی مخابرات یا بازگشت به اصل؟!

این مطلب را به عنوان سرمقالة شمارة 20 طیف برق نوشته‌ام:

مقدمه

آیا با خصوصی‌سازی شرکت مخابرات، این شرکت به "اصل" خود باز گشته است؟

پاسخ به این سؤالِ "دوپهلو"، مستلزم طرح و بررسی نکات، سؤالات و نگرانی‌هایی است که در این مقال قصد داریم به برخی از آنها بپردازیم. می‌خواهیم صرف‌نظر از اتفاقات و روندهای گذشته و حال، به آینده مخابرات نگاهی بیندازیم و بپرسیم که برای عاقبت‌به‌خیر شدن مخابرات کشور، چه باید کرد؟

اما چرا دوپهلو؟ (شرکت) مخابرات ایران تاکنون دولتی بوده است؛ حال با فرایندی که نیازی به شرح دوبارة آن نیست، تغییراتی در مدیریت و مالکیت آن ایجاد شده است. از این فرایند به "خصوصی‌سازی" یاد می‌کنند؛ مطلوب آن بود که مالکیت و مدیریت این شرکت به بخش خصوصی (مردم) واگذار شود. اما "بسیاری" اعتقاد دارند که چنین نشده و مخابرات، همچنان در دست دولتی‌ها (یا شبه‌دولتی‌ها) است.

اینگونه است که "اصل" در سؤال فوق دو معنا می‌یابد:
• "مردم" که صاحبان مخابرات (و صاحبان هر آنچه در این مملکت وجود دارد) هستند؛
• "دولت" که تاکنون مدیریت مخابرات را بر عهده داشته و به اعتقاد "بسیاری"، همچنان مالک و مدیر مخابرات است؛

اصل مطلب
پاسخ به اینکه مخابرات به اصل خود بازگشته یا خیر و کدام اصل، زمانی مشخص می‌شود که گذشته را (فعلاً) رها کنیم؛ ساده بگوییم: "سبویی" افتاده و "روغنی" ریخته؛ حال چه باید کرد؟ چه باید کرد که این فرایند (فارغ از چندوچون‌های اولیه‌اش) به سرانجامی درست برسد؟ چه باید کرد که مخابرات به اصل خود (مردم) بازگردد؟

حرف ما این است: ابهامات برگزاری مزایده و موارد دیگر حاشیه‌ای را رها کنید و به این سؤال بپردازید که چه باید کرد تا آنچه از خصوصی‌سازی مخابرات دنبال می‌شد، محقق شود؟ چند نکته و سؤال را مطرح می‌کنیم و توضیح و پاسخ و فکر در مورد آنها را به اهل نظر می‌سپاریم.

پیش از آن، دو واقعیت
• واقعیت نخست: شرکت مخابرات از دولت رها شده و به تبع آن، از دیدرس نظارت نهادهای ناظر بر دولت، همچون مجلس، دیوان محاسبات و... دور افتاده است. اگر تاکنون مخابرات دولتی وظایفش را به درستی انجام نمی‌داد، این ناظران "می‌توانستند" با استفاده از ابزارهای مختلف نظارتی و اجرایی، مانع از تداوم روندهای نادرست شوند؛ جاهایی هم که باید تکالیفی در جهت منافع ملی به دوش مخابرات گذاشته می‌شد، بازهم نهادهایی مانند مجلس دستشان باز بود که وارد شوند و برنامه و اجرا بخواهند. اما امروز اینچنین نیست و شرکت مخابرات فقط از قواعد قانون تجارت تبعیت می‌کند (آنچنانکه که مدیرعامل این شرکت در آخرین مصاحبة خود از تدوین آیین‌نامه جدید معاملات شرکت مخابرات خبر داده است) .

• در این میان، واقعیت دوم و مهم این است که با مشخص‌ شدن برنده مزایده و ترکیب سهامداران و هیأت‌مدیره، می‌بینیم که مخابرات همچنان دولتی (یا شبه‌دولتی) است.

• جمع این دو واقعیت این می‌شود که مخابرات امروز، دولتی است اما رها و آزاد از نظارت مجلس و در نتیجه، (و در یک نگاه بدبینانه) می‌تواند به سمت مسؤولیت‌ناپذیری و فرار از پاسخ‌گویی پیش رود. در اینجاست که مهمترین سؤال خود را نشان می‌دهد:

سؤالات و پیش‌نیازها
1- مجلس و سایر نهادهای ناظر چگونه می‌خواهند بر روند آینده توسعة مخابرات در کشور نظارت کنند؟ آیا آنچه مد نظر برنامه‌نویسان کلان کشور است (مانند اهداف چشم‌انداز یا برنامه‌های پنج‌ساله) به درستی محقق خواهد شد؟ اساساً چه تضمینی برای پی‌گیری این اهداف از سوی یک نهاد خصوصی وجود دارد؟

2- آیا اصولاً سیاستگذاران مملکت، متوجه شده‌اند که از این پس، "مخابرات" خصوصی شده و در برنامه‌های کلان باید نگاهشان را نسبت به جایگاه این شرکت عوض کنند؟ برنامه‌ریزان و حتی مدیران وزارتخانه (از وزیر گرفته تا رده‌های پایین‌تر) باید بدانند که دیگر متصدی مخابرات نیستند و متولی یا ناظر شده‌اند (اگرچه قبلاً هم باید اینگونه می‌بود؛ اما مشغله توسعة موبایل و کندن زمین و نصب آنتن، فرصت تفکرات توسعه‌ای و حاکمیتی به مدیران نمی‌داد!)

3- در حوزة مخابرات، مجلس تاکنون بیشتر به موضوعاتی پرداخته که جنبه تصدی‌گرایانه دارد: تاکنون مجلس در سؤال و استیضاح وزیران و مدیران، بیشتر از ضریب نفوذ موبایل پرسیده تا مثلاً از ایجاد فضای رقابت در بازار مخابرات ایران. (البته دست گذاشتن بر موضوع استقلال رگولاتوری، صرف‌نظر از نحوه پرداختن به آن، نقطه مثبتی در کارنامه مجلس است) بیم آن می رود که اصولاً مجلسیان و سایر نهادهای ناظر، با سازوکار و موضوعات حاکمیتی آشنا نباشند! این هم نکته مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

4- تعامل شرکت مخابراتِ تازه‌خصوصی‌شده با رگولاتور مخابرات چگونه خواهد بود؟ آیا بازهم از انجام خواسته‌های سازمان تنظیم مقررات سر باز خواهد زد؟ در این زمینه مثال‌ها و نکات زیر قابل توجه است:
• ماجرای شرکت‌های PAP‌ همچنان از مشکلات لاینحل بین شرکت مخابرات و شرکت‌های خصوصی است؛ تاکنون که شرکت مخابرات دولتی بود، امور اینگونه پیش رفته، حال که خصوصی‌شده و از هفت دولت آزاد، سازمان تنطیم مقررات چه برنامه و رویکردی در پیش خواهد گرفت که اپراتور غالب را مجاب کند که به خواسته‌هایش تن در دهد؟ تجربة کشورهای دیگر نشان می‌دهد موضوع "آزادسازی حلقه‌های محلی" یا همان LLU از پیش‌زمینه‌های توسعة فناوری‌ها و خدمات جدید در فضای مخابرات است. این همان موضوعی است که به نظر می‌رسد از مهمترین چالش‌های بین رگولاتوری و شرکت مخابرات باشد.

• تضمین کیفیت خدمات و حقوق کاربران، شاید مهترین وظیفه سازمان تنظیم باشد؛ در این زمینه، این سازمان چگونه می‌خواهد بازوهای نظارتی و اجرایی خود را بر فعالیت‌ها و خدمات شرکت مخابرات ایران بگستراند؟

5- در فضای جدید مخابرات، نقش شورای رقابت و مرکز ملی رقابت چه خواهد بود؟ تعامل این نهادها با رگولاتوری مخابرات چگونه تعریف خواهد شد؟ این سؤالات موضوع "استقلال" (یا انحلال) رگولاتوری را به یاد می‌آورد که البته طرح آن در مجلس به دلایلی مسکوت مانده است. لازم است که به این سؤال نیز پاسخی درخور داده شود.

6- در فضایی که می‌توان با کمی اغماض، از آن به فضای "کاملاً خصوصی" یاد کرد، قواعد بازی و رقابت تفاوت کرده است؛ به عنوان مثال، در حوزة موبایل موضوعاتی مانند جابه‌جایی شماره تلفن همراه (MNP) یا رومینگ ملی مطرح شده‌اند که پیش‌نیازهای رقابت عادلانه محسوب می‌شوند. حال، در این فضای کاملاً خصوصی، نگرش و برنامة وزارت ICT (و رگولاتور) برای تحقق چنین پیش‌نیازهایی چیست؟ آن هم در برابر اپراتور غالبِ تازه‌خصوصی‌شده‌ای که به نظر می‌رسد از قدرت و اقتداری فراوان! برخوردار است و مسلماً به‌راحتی، زیر بار پذیرفتن چنین مواردی نخواهد رفت.

7- علاوه بر این سؤالات که باز هم می‌توان به آنها افزود، مواردی دیگر نیز به ذهن می‌آید که بیشتر به خود شرکت مخابرات مربوط می‌شود:
• برنامه‌های توسعه‌ای این شرکت برای آینده، به عنوان شرکتی که دیگر صرفاً مجری سیاست‌های دولت نخواهد بود و باید نگرش اقتصادی و تجاری را بر فعالیت‌های خود حاکم کند؛

• جایگاه آینده‌نگری و تحقیقات در برنامه‌های این شرکت، حرکت به سمت خدمات و فناوری‌های جدید؛

• تعاملات بین‌المللی و منطقه‌ای شرکت مخابرات ایران و حتی برنامه‌های این شرکت برای حضور در بازارهای منطقه‌ای و جهانی؛

• برنامه‌های این شرکت برای ارائة خدمات جدید (که البته برخی از این خدمات منوط به ورود اپراتور سوم شده که آن هم در راه‌های تنگ و پیچ‌درپیچ سیاست‍‌‌زدگی، گم شده است!)؛

اهمیت طرح این نکات از آن جهت است که چون شرکت مخابرات تاکنون دولتی بوده، می‌توان گفت اصولاً به این موضوعات نیندیشیده است؛ پس از این، مشترکان این اپراتور بهانة دولتی بودن را نمی‌پذیرند و با مقایسة خدمات آن با سایر اپراتورهای موجود و در راه، به سمت آنها کوچ خواهند کرد؛ البته امیدواریم که اپراتور غالب تلاش نکند با روش‌های غیررقابتی و انحصاری، مانع از فعالیت سایر اپراتورها و نیز کوچ مشترکان خود شود! (قابل توجه وزارتخانه و مجلس!)

اصطلاحی در دنیای اقتصاد رقابتی هست به نام "قانون طلایی" (Golden Rule) بدین معنی که هریک از رقیبان که بتواند در تدوین قوانین بازی نقش مؤثرتری ایفا کند، برنده نهایی و همیشگی خواهد بود. در یک فضای رقابتی که رقبا تنها از طریق جلب رضایت مشتریان و تحت قوانین بازی که حاکمیت تدوین کرده و بر اجرای آن نظارت دارد، به رقابت می‌پردازند، فقط آنها که کمیت و کیفیت بالاتری را ارائه می‌کنند باقی می‌مانند و به تدریج با افزایش قدرت و نفوذ خود می‌توانند قوانین بازی را هم به نفع خود تغییر دهند؛ اما همواره مدیون همان رضایت مشتری هستند.

حال در فضایی که یک منازع بی‌رقیب ناگهان در بازار ظاهر شود و بخواهد از این قانون طلایی به نفع خود استفاده کند، دیگر به رضایت مشتری نیازی ندارد؛ چون با علل و اسباب دیگری به صدر بازار رسیده است؛ در این حالت، رضایت کاربران در رده اولویت‌های چندم این بازیگر خواهد بود. در چنین فضایی چه کسی باید منافع مردم را پاسداری کند؟

و در پایان
آنچه گفتیم، اینگونه خلاصه و تکمیل می‌شود: در فضای جدید مخابرات، برای تحقق اهدافی که از خصوصی‌سازی مخابرات دنبال می‌کنیم، باید این موارد مورد توجه قرار گیرند:
• جایگاه و نقش وزارتخانه در دوره پس از خصوصی‌سازی
• جایگاه رگولاتوری و شورای رقابت در فضای آینده مخابرات
• مهمترین مشکلات و دغدغه‌های رگولاتوری پس از خصوصی‌سازی و راهکارهای غلبه بر آنها
• سیاست‌گذاری مخابرات کشور و نقش شرکت مخابرات ایران به عنوان اپراتور غالب بازار در آن
• فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی فراهم کردن زیرساخت‌های فنی، قانونی و... برای فعالیت اپراتورها
این نکات را به همراه آنچه مخاطبانمان طرح خواهند کرد، در دومین همایش بین‌المللی مخابرات ایران (ITC2010) بررسی خواهیم کرد.

امیدواریم با خصوصی‌سازی مخابرات، "سرکنگبین صفرا نیفزاید" و آینده به‌گونه‌ای رقم نخورد که مصداق "باز آوردن پشیمانی" برای عقلای قوم شود، یا آنگونه که بگوییم کاش عطایش را به لقایش می‌بخشیدیم! امیدواریم که مخابرات که تاکنون از "اصل" خود، یعنی مردم، دورمانده بود، به مردم بازگردد: حال که بسیاری می‌گویند سهامش به دست مردم نرسیده است (و کاهش ارزش آن 5درصد سهام نشان از آن دارد)، حداقل، منافع حاصل از توسعه‌اش به سود مردم باشد.

این مطلب را در تحلیلگر فاوا هم بخوانيد.

ادامه مطلب

سه‌شنبه، دی ۲۹

پازل مخابرات ایران یا "هرگز نقاش خوبی نخواهم شد"

این روزها: عضو کمیسیون تنظیم مقررات به ریاست رگولاتوری رسید و رییس رگولاتوری به عضویت هیأت‌مدیره زیرساخت درآمد؛ صرف نظر از درستی یا نادرستی این انتصابات، این خبر برایم به‌شدت یادآور یک بازی است: پازلی که در آن، فرد با جابجایی مهره‌هایی مسطح، تلاش می‌کند شکلی به‌هم‌ریخته را مرتب کند.

نکات بعدی را بخوانید و در مورد درستی این تشبیه و تصور، قضاوت کنید:

• در این بازی، تعداد مهره‌ها محدود است؛
• مهره‌ها درون یک کادر بسته قراردارند؛
• مهره‌ها (از کناره‌ها) در هم فرو رفته‌اند؛
• هر حرکت (جابجایی یک مهره) الزاماً تصویر را واضح‌تر نمی‌کند؛
• یک خانه همیشه خالی است و تصویر، همیشه (حتی اگر کامل شود) ناقص است؛
• اگر بخواهید یک مهره را در بیاورید، اسباب‌بازی‌تان خراب می‌شود (چون اصولاً بازی اینگونه ساخته شده است!)
• پس ازمدتی، مهره‌ها فرسوده و ساییده می‌شوند و حتی اگر کنار هم تصویری را تشکیل دهند، آن تصویر، مات و فرسوده خواهد بود؛
• و مواردی دیگر که پی‌بردن به آنها چندان سخت نیست!

و یکی دو سؤال بنیادی:

• اصولاً آیا تصویری که در پایان بازی شکل‌ می‌گیرد، زیبا و دلچسب خواهد بود؟ (البته اگر بازی تمام شود!)
• اگر (شما به عنوان بازیکن) وسط کار خسته شوید، چه می‌کنید؟ بازی و پازل را به فرد دیگری می‌سپارید؟ یک پازل جدید با تصویری جدید می‌خرید و بازی را از نو شروع می کنید؟ یا اصلاً از خیر بازی می‌گذرید؟

و یک سؤال دیگر:

• اگر بازی به نتیجه نمی‌رسد، آیا به خاطر این نیست که اصولاً مهره‌ها اجزای یک تصویر نیستند و در کنار هم هیچ شکلی را درست نمی‌کنند؟!

کاش به جای بازی با مهره‌ها، نقاشی یاد بگیریم!

این مطلب را در تحليلگر فاوا هم بخوانید.

ادامه مطلب

چهارشنبه، دی ۱۶

"صف تلفن ثابت در برنامة پنجم" یا ما چگونه برنامه‌ می‌نویسیم؟

معاون برنامه‌ریزی وزیر ICT‌ در حالی از رسیدن ضریب نفوذ تلفن همراه به عدد 87درصد در پایان برنامه پنجم سخن گفته که در حال حاضر و بر اساس آمار، این عدد بیش از 63درصد است.

در چنین وضعیتی، این سؤال به ذهن می‌رسد که آیا عدد 87 برای ضریب نفوذ موبایل در ایران 5 سال آینده، کمی کم نیست؟! در حالیکه کشورهای منطقه به ضریب‌نفوذهای بیش از 100 فکر می‌کنند و برخی هم رسیده‌اند، به نظر می‌رسد دولتمردان و سیاست‌گذاران ما اعداد و ارقام را آنگونه پیش‌بینی می‌کنند که تحقق آن چندان به زحمت و فکر و برنامه نیاز نداشته باشد! (اگر نخواهیم خومان را با امارات 200درصدی مقایسه کنیم، لااقل توجه کنیم که ضریب نفوذ موبابل ترکیه در سال 2009 بیش از 90درصد بوده که تا سال 2014 به بیش از 110درصد خواهد رسید.)

وقتی هم که (به جبر تکنولوژی و به لطف رقابت اپراتورها و طرح‌های توسعه‌ای آنها) شاخص‌ها از این پیش‌بینی‌ها فراتر رفت، سکان‌داران دولت در بوق و کرنا می‌کنند که برنامه‌ را 153.67درصد اجرا کردیم! و آن وقت کسی نیست که بپرسد پس آنچه در زمان برنامه‌ریزی پیش‌بینی شده بود، از کجا آورده بودید.

البته آنان که در جلسات تدوین برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه (کارگروه ارتباطات) در وزارت ICT‌ حضور داشتند می‌دانند که این عدد و رقم‌ها از کجا و چگونه به دست آمده است. دریغ از ذره‌ای نگاه ملی، مطالعات مستند و دقیق در مورد آینده خدمات و تکنولوژی‌های مخابراتی، جایگاه فعلی و آینده ایران در منطقه، تطبیق برنامه و احکام پیشنهادی با سند چشم‌انداز (برنامه باید گامی برای تحقق چشم‌انداز باشد)، وضعیت سایر کشورها و...

حال، بگذریم که آنچه معاون برنامه‌ریزی وزیر از اهداف برنامه پنجم گفته‌اند، بویی از تحولات آینده مخابرات و ظهور سرویس‌های نو و به تبع آن، اصلاح شاخص‌های فعلی توسعة ICT‌ نبرده است؛ وی (یعنی برنامه پنجم!) همچنان بر شاخص‌هایی همچون پوشش جاده‌ای تأکید می‌کند و برای مدت زمان انتظار برای دریافت خط تلفن ثابت عدد می‌دهد. (به این یکی خوب دقت کنید تا میزان سطح و عمق برنامه‌ریزی در ایران را متوجه شوید و نیز تصور برنامه‌ریزان را از حداقل‌هاي خدمات مخابراتی!)

نکته آخر آنکه از همین سخنان و از پیش‌نویس همین برنامه پنجم که تدوین شده است، معلوم می‌شود که مدیران هنوز متوجه نشده‌اند که جایگاه‌شان حاکمیت است و نه تصدی‌گری. اگر تا دیروز وزارت ICT را همان شرکت مخابرات تصور می‌کردند و وزیر خود را مدیرعامل این شرکت می‌دانست، امروز با خصوصی‌شدن مخابرات (حداقل در حرف، که عملش جای تأمل دارد) دولتمردان باید به جایگاه اصلی خود برگردند: برنامه‌ریزی‌کنند؛ زیرساخت‌های قانونی و فرهنگی را فراهم کنند؛ داوری کنند؛ داوری کردن را یاد بگیرند؛ استراتژی تدوین کنند؛ داشتن تفکرات ملی و توسعه‌ای را تمرین کنند؛ برنامه‌نویسی را یاد بگیرند و خیلی کارهای دیگر که (احتمالاً) تاکنون به خاطر روزمرگی ناشی از مشکلات موبایل و افزایش ضریب نفوذ و غیره، مجال پرداختن به آنها را پیدا نکرده‌اند.

بگذریم.

اين مطلب را در تحلیلگر فاوا هم بخوانید.

ادامه مطلب

دوشنبه، آذر ۳۰

نوشتن یا ننوشتن؟

اینکه می‌خوانیم برخی روزنامه‌ها به دلیل آنچه "استنكاف از انجام رسالت خود" نامیده شده، اخطار گرفته‌اند، نشان می‌دهد که در این دیار، علاوه بر آنکه رسانه‌ها در بسیاری موارد، حق "نوشتن" ندارند، حق "ننوشتن" هم ندارند!

ادامه مطلب

شنبه، آذر ۲۱

مرگ خاموش مخابرات

دکتر سلیمانی پور مدیرعامل شرکت توسعه اعتماد مبین، خریدار بلوک مدیریتی سهام شرکت مخابرات درگذشت.

آیا مرگ وی را، آنگونه که اعتماد نوشته است باید به مرگ ایده‌ها و برنامه‌های او برای توسعة مخابرات تعبیر کرد یا (در نگاهی بدبینانه‌تر) نشانه‌ای دانست از مرگ امید و آرزوی توسعة مخابرات کشور که نه با این حادثه، که با واگذاری بحث‌برانگیز و پرحاشیة مخابرات رقم خورده است؟ امید که اینگونه نباشد!

اين مطلب را در تحلیلگر فاوا هم بخوانید.

ادامه مطلب

شنبه، آبان ۲

نمایشگاه مطبوعات؛ به همین سادگی، به همین خوشمزگی

آنچه می‌نویسم، حاصل بازدید از نمایشگاه مطبوعات در دو روز اول است:

در بازدید از نمایشگاه، آنچه در نگاه اول ممکن است توجهت را جلب کند، نظم و ترتیب حاکم بر فضای آن است و همچنین، غرفه‌های تزیین‌شدة برخی خبرگزاری‌ها و نشریات. اما وقتی به همة غرفه‌ها سر زدی و از نزدیک هر کدام را دیدی، در آخر کار، می‌فهمی که چیزی دستگیرت نشده است؛‌ در زیر این پوستة ظاهراً پر زرق‌وبرق، چیزی یافت نمی‌شود جز:

1- غرفه‌های سوت و کور نشریات تخصصی مانند دریانوردی و گردشگری و...؛ به نظرم نشریات تخصصی هم از نمایشگاه امسال استقبال نکرده‌اند؛ تعداد انگشت‌شمار آنها اینگونه نشان می‌دهد.

2- سه چهار غرفه مربوط به نشریات حوزه فناوری اطلاعات و کامپیوتر که در بخش نشریات تخصصی دور هم جمع شده‌اند و وضعیتی بهتر از سایر نشریات تخصصی ندارند.

3- نشریات مذهبی و فلسفی که ناگفتنش بهتر است.

4- غرفه‌های خبرگزاری‌های اصلی کشور: ایرنا، ایسنا، فارس و...؛ ایسنا و ایرنا در کنار هم؛ ایسنا جمع‌وجورتر با تعداد نفرات بیشتر از ایرنا. در غرفة ایرنا دنبال کسی ‌گشتم که بتوانم با او صحبت کنم؛ وقتی بعد از چند دقیقه معطلی، یک نفر آمد، در برخورد و پاسخ به من، آنقدر غیرحرفه‌ای و ناشیانه برخورد کرد که گویی نماینده یک نشریة کوچک و بی‌نام‌ونشان است و نه مسؤل غرفة مهمترین خبرگزاری رسمی کشور!

5- بیش از سی‌چهل پایگاه خبری (از تابناک گرفته تا جهان‌نیوز) که نمی‌دانم طبق چه ضابطه و اصولی کار می‌کنند. به هر حال، داستان، داستان سربالا رفتن آب است! شاید هم نواختن شیپور. راستی، آیا اینان می‌خواهند (در نبود مطبوعات حرفه‌ای) نقش رکن چهارم دموکراسی را در کشور ما بازی کنند؟ آیا رشد سریع تعداد این پایگاه‌های خبری را می‌توان نشانه‌‌ای از آزادی فضای رسانه‌ای دانست؟

6- و روزنامه‌های سراسری: به غیر از همشهری و ایران و جام‌جم و اعتماد، دیگران را بعضی‌هایشان را تاکنون در هیچ دکة روزنامه‌فروشی ندیده‌ام؛ برخی هم که هر روز صبح روی دکه‌ها می‌بینم، اینجا نبودند؛ در مجموع، یکی دو روزنامة منتقد در نمایشگاه حاضرند و بقیه، همه، روابط عمومی دولت.

البته روزنامه‌‌های اقتصادی هم هستند؛ یکی‌شان شعارش این است: "انتخاب‌شده به عنوان بهترین منتقد دولت" و از عکسی که در غرفه نصب کرده‌اند، معلوم می‌شود که این انتخاب را "دولت" انجام داده است! و غیر از این عکس، باز هم بر در و دیوارش، همه عکس‌های دولتیان!

7- و البته نباید فراموش کرد: نشریات آشپزی، روانشناسی، جدول و سرگرمی.

8- گوشه‌ای از نمایشگاه هم، نشریات محلی و ادارات ارشاد استان‌ها؛ وقت دیدنش را نداشتم و می‌دانم که چیزی دندانگیرتر از تهرانی‌ها ندارند.

9- و طبقه دوم،‌ نشریات خارجی.

و غرفه‌داران؛ غرفه‌دارانی که چندان به آدمهای مطبوعاتی شبیه نیستند و حتی برخی‌هایشان، نام دبیران سرویس روزنامة خود را هم نمی‌دانند! نمادی از میزان اهمیتی که صاحبان نشریات برای نمایشگاه قائل شده‌اند و البته نشان‌دهندة میزان احترامشان به مخاطبان و بازدیدکنندگان!

در مجموع، کاملاً مشخص است که همة بضاعت مطبوعاتی ما همین است. تصویری از واقعیت مطبوعات جامعه و جامعة مطبوعاتی در "شب"ستان مصلای تهران. به همین سادگی. به همین خوشمزگی!

ادامه مطلب

شنبه، مهر ۱۸

برگزاری کنفرانس ششم انجمن رمز ایران

ششمین کنفرانس انجمن رمز ایران، چهارشنبه و پنج‌شنبه گذشته (15 و 16 مهرماه) در دانشگاه اصفهان برگزار شد که من هم در آن حضور داشتم.

علیرغم اینکه ظاهراً کنفرانس انجمن رمز یک کنفرانس علمی و آکادمیک است، برگزاری سه میزگرد در کنار آن، رنگ‌وبویی تحلیلی و چالشی به آن داد. به‌ویژه میزگرد اول که در پایان روز نخست (ساعت 19 تا 21) در مورد جایگاه امنیت در برنامه پنجم برگزار شد و با ارائة بحث‌های جذاب توانست تا پایان، بیش از 120 نفر حاضر در سالن را بیدار و سرحال نگه دارد.

در دو میزگرد دیگر، به موضوعات "امنیت در پرداخت الکترونیک" و "پدافند غیرعامل" پرداخته شد. مهندس مهدیون، مدیر عامل شرکت فناوری اطلاعات در میزگرد سوم حضور داشت.

از آمارهایی که در میزگرد برنامه پنجم ارائه شد، این دو سه تا جالب است: بر اساس احکام پیشنهادی برنامه پنجم قرار است تا پاین این برنامه، سهم ICT از تولید ناخالص داخلی به 2درصد برسد؛ 1.5درصد صادرات غیرنفتی از این حوزه تأمین شود و 60درصد از محصولات مرتبط به حوزة امنیت، از داخل تأمین شود.

نمایشگاه جانبی کنفرانس هم با حضور کمتر از 10 شرکت (آن هم بیشتر از شهر اصفهان) در نگاه اول چندان جذاب و پربار به نظر نمی‌رسید؛ مگر اینکه حوصله‌ می‌کردی و حرف‌های شرکت‌کنندگان را می‌شنیدی!

پوشش خبری کنفرانس چندان مطلوب نبود و به جز یکی دو خبر، آن هم در خبرگزاری‌های عمومی و نه تخصصی، خبری از این کنفرانس ندیدم. خبری هم خودم تهیه کردم که پس از انتشار در سایت طیف، در ایستنا هم بازتاب یافت. بعد از ضعف عملکرد برگزارکنندکان، به نظرم برگزاری کنفرانس در شهری غیر از پایتخت (حتی اگر این شهر اصفهان باشد) عامل مهمی برای این نقص بود.

خبری از کنفرانس انجمن رمز در ایرنا

ادامه مطلب

امنیت در ICT، چالش یا فرصت؟!

این مطلب را به عنوان سرمقالة شمارة 19 ماهنامه طیف برق نوشته‌ام؛ این شماره با همکاری انجمن رمز ایران، ویژة ششمین کنفرانس انجمن رمز منتشر شد:

پرداختن به مقولة امنیت در فضای تبادل اطلاعات (افتا) چندان آسان نیست! موضوع امنیت به‌خودی خود، آن چنان سایه‌اش سنگین است که شاید نتوان به‌راحتی به سویش دست دراز کرد؛ چه برسد به آنکه بخواهیم جزئیاتش را بکاویم و ویژگی‌هایش را بررسی کنیم. اما به حکم "آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید"، می‌خواهیم نیم‌نگاهی (اگرچه محافظه‌کارانه!) به موضوع امنیت در ICT‌ بیندازیم و برخی وجوهش را بررسی کنیم.

پیش از آن بگوییم که در این شماره از ماهنامه طیف برق، به بهانة برگزاری ششمین کنفرانس انجمن رمز ایران، بخشی ویژه را به موضوع امنیت و رمز اختصاص داده‌ایم. (این شماره در این کنفرانس توزیع خواهد شد) امیدواریم، خوانندگان و به‌ویژه صاحبنظران و استادان، اشکالاتِ این اولین تلاش ما برای پرداختن به این موضوع را به دیدة اغماض بنگرند و در عین حال گوشزد کنند و همچنین، ما را در ادامة این راه در شماره‌های آینده یاری رسانند. این نکته را از این بابت گفتیم که می‌دانیم پرداختن به این موضوع بسیار حساس و مهم، آن هم در اولین تجربه نمی‌تواند خالی از اشکال نباشد! (اگرچه در این مسیر از راهنمایی مشاوران و استادان بهره‌مند بوده‌ایم؛ به‌ویژه مدیران و کارشناسان انجمن رمز ایران که مراتب سپاس خود را به آنها اعلام می‌کنیم.)

اما بعد...
ابتدای سخن باید اذعان داشت که در فضای کنونی کشور با وجود اختلالات بسیار وسیع در شبکه‌های تلفنی، قطعی‌ها و اشتباهات و... پرداختن به مقوله امنیت‌،‌ سهل و ممتنع است. بی‌گمان، پرداختن به موضوع ابتدایی‌تری به نام حقوق مصرف‌کننده از اولویت بالاتر و بدیهی‌تری برخوردار است. اما به هر تقدیر، بنا بر حساسیت و اهمیتی که موضوع امنیت دارد، نویسنده ترجیح می‌دهد که یافته‌ها و باورهای خود را در این زمینه، در قالب نکاتی کوتاه و مجمل بیاورد؛ مسلماً شرح و توصیف کامل‌ و جامع هر یک از این نکته‌ها، مجالی فراخ‌تر می‌خواهد و توان تحلیلی قوی‌تر. در این مجال، تلاش می‌کنیم به روشن شدن ابعاد سؤالی کمک کنیم که بر بالای این مطلب نقش بسته است: "امنیت در ICT، چالش یا فرصت؟"

1- اهمیت موضوع امنیت در فضای ICT‌ کشور، آنقدر واضح و روشن است و آنچنان مورد اجماع و قبول همه است که سخن گفتن در باب آن، تکرار مکررات و توضیح واضحات می‌نماید. از سوی دیگر، این مقوله به‌گونه‌ای است که نمی‌توان از آن گذشت و جوانبش را بررسی نکرد. شاید در مقطع فعلی، باید از این اجماع استفاده کرد و در پی ایجاد نگاهی کلان (و معطوف به عمل و منافع کشور) نسبت به این موضوع در بین همة دست‌اندرکاران ICT کشور بود. یا آنگونه که برخی استادان و صاحبنظران بیان می‌کنند، باید به سمت تدوین و ابلاغ سندی راهبردی در این حوزه و تشکیل ستادی در سطوح بالای دولتی (فرابخشی)، گام برداشت.

2- تاکنون، امنیت در حوزة ICT‌ بیشتر معطوف به امنیت در فضای سایبر و اینترنت (یا بهتر بگوییم IT) بوده است؛ نگاهی به عناوین همایش‌هایی که تاکنون در این زمینه برگزار شده، به نوعی این ادعا را تأیید می‌کند. نگاه رسانه‌ها و مطبوعات نیز شاید بیشتر مبتنی بر چنین تلقی و تعبیری از موضوع امنیت در ICT‌ باشد.

به بیان دیگر، اگرچه دستگاه‌های مسؤول به سایر وجوه مقولة امنیت (مثلاًٌ امنیت در شبکه‌های مخابراتی) حساسیت و دقت دارند و به آن می‌پردازند، اما تلقی و نگاه عموم مخاطبان، کاربران و شاید کارشناسان این حوزه از مقولة امنیت، بیشتر معطوف به حوزة فناوری اطلاعات بوده و هست. در حالی که اهمیت موضوع امنیت در CT‌ اگر بیشتر از حوزة IT‌ نباشد، مسلماً کمتر از آن نیست.

نفوذ فناوری‌ها و خدمات مخابرات در تمامی سطوح اجتماعی، سیاسی و... جامعه و مردم، توسعة شبکه‌های جدید و گوناگون مخابراتی، ارائة خدمات جدید غیرمخابراتی بر بستر تکنولوژی‌ها و خدمات مخابراتی (مانند خدمات بانکی روی تلفن همراه)، همگرایی خدمات فناوری اطلاعات با خدمات مخابراتی (یا به بیان بهتر، توسعة کاربردهای فناوری اطلاعات بر روی شبکه‌های مخابراتی) و بسیاری رویدادها و روندهای دیگر، اهمیت پرداختن به موضوع امنیت در فضای CT‌ را بیش از پیش آشکار می‌کند. در چنین فضایی، امنیت صرفاً یک مقولة دفاعی یا "امنیتی" (با معنی خاص آن) به شمار نمی‌رود؛ بلکه گاهی به شخصی‌ترین وجوه زندگی مردم مربوط می‌شود؛ آن هم مردمی که اصلی‌ترین کاربران شبکه‌های مخابراتی هستند.

3- از دید کاربران و در فضای عمومی و رسانه‌ای مخابرات کشور، فعالیت اپراتورهای جدید تلفن همراه (به‌ویژه اپراتور دوم) مهم‌ترین رویدادی بوده است که توجه فعالان و برنامه‌ریزان مخابرات کشور را به موضوع امنیت شبکه‌های مخابراتی جلب کرده و حتی به تغییر تصمیمات و روندها در این مسیر منجر شده است. (ماجرای ترک‌سل شاهدی بر این مدعاست.)

چنین تجربیاتی، (اگرچه قدیمی و نادر) خود نشانگر توجه درست و به‌جای مسؤولان به تهدیدات و چالش‌های امنیتی در ایجاد و توسعة شبکه‌های مخابراتی در کشور است. مسلماً چنین دقت و نگاهی باید به همة فعالیت‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و تحولات مخابرات کشور تسری یابد؛ هم در عرصة اپراتوری و خدمات، هم در حوزة زیرساخت‌های فیزیکی و مخابراتی و هم در بخش صنعت و تجهیزات.

به بیان دیگر، باید آگاهی مسؤولان و برنامه‌ریزان مخابرات کشور انچنان کامل و معطوف به عمل و نیز مبتنی بر مصالح کشور، باشد که به عنوان مثال، شاهد هیچ‌گونه اتفاقی نظیر خرید بی‌ملاحظة تجهیزات خارجی برای توسعة شبکه‌های مخابراتی یا سپردن پروژه‌های ایجاد یا توسعة زیرساخت‌های اصلی مخابراتی کشور به خارجی‌ها نباشیم؛ نه به بهانه‌های فنی و نه با دستاویز مصالح اقتصادی و...

4- سخن از صنعت و تجهیزات به میان آمد؛ از منظر امنیت، حداقل می‌توان با دو نوع نگاه به این مقوله پرداخت: یکی، توجه به تهدیدهای امنیتی در بهره‌گیری از تجهیزات مخابراتی و دیگری، تولید یا استفاده از تجهیزات و محصولاتی خاص برای کاهش چالش‌ها و تهدیدات امنیتی در حوزة مخابرات. هر کدام از این دو نگاه، سؤالات و پرسش‌هایی را به دنبال خود می‌آورد.

آیا بدون توجه به مقولة امنیت، می‌توان از تجهیزات و محصولات خارجی برای توسعة شبکه‌های مخابراتی استفاده کرد؟ مسلماً خیر؛ اما الزامات و پیش‌نیازهای چنین توجهی چیست؟ در مسیر توسعة مخابرات کشور، چگونه می‌توان مجال رشد و توسعه به توانمندی‌های داخلی در حوزة صنعت افتا داد؟ راه و روش آموزش و تحقیق و همچنین، پرورش نیروهای متخصص در این حوزه و سپس، بهره‌مندی از آنها در لایه‌های بالاتر (طبقه‌بندی‌شده) کدام است؟ و سؤالات دیگر که لابلای گفتگوها و تحلیل‌های بخش ویژه امنیت در این شماره از طیف برق، از زبان متخصصان بیان شده و برخی از آنها هم پاسخ گرفته است.

نکته مهم در این میان این است که در حوزة امنیت و رمز، نیروی متخصص و دانش در اختیار داریم، اما همانند سایر بخش‌های مخابرات کشور، صنعت همچنان با مشکلاتی مواجه است؛ سیاست‌های نامشخص و متغیر، عدم حمایت از فعالان این حوزه، نبود متولی مشخص برای صنعت مخابرات و... از مشکلاتی است که صنعتگران به آنها اشاره می‌کنند. در چنین شرایطی، مرور تجربه‌های قبلی مخابرات، بررسی تحولات جهانی در حوزة فناوری و خدمات و بسیاری از روندها و رویدادهای مخابراتی و غیرمخابراتی در ایران و جهان، ما را بر آن می‌دارد که بگوییم: در این حوزه چاره‌ای جز تکیه بر توانمندی‌های داخلی خود نداریم. (یا آنگونه که دکتر عارف، رییس انجمن رمز ایران در گفتگو با ما گفته است، باید در حوزة صنعت افتا به "خوداتکایی" برسیم.)

5- شاید امروزه در حوزة خدمات مخابراتی، بارزترین (و نه لزوماً مهم‌ترین) مصداق امنیت، ارائه خدمات بانکی بر بستر شبکه‌ها و خدمات مخابراتی و IT‌ باشد؛ در این میان، اپراتوهای موبایل و بانک‌ها که به ارائة خدمات m-payment‌ می‌پردازند یا به‌زودی خواهند پرداخت، بازیگرانی هستند که باید درصدد رفع یا جلوگیری از تهدیدات امنیتی در خدمات خود باشند. اطمینان دادن به مشتریان (کاربران) از درستی تراکنش‌های مالی و نیز رفع نگرانی‌های آنها از اختلال و یا خرابکاری در فعالیت‌ها و حساب‌های مالی، تنها یکی از جنبه‌هایی است که ذهن و توان اپراتورها و بانک‌ها را به خود جلب کرده است. تعامل با نهادهی ناظر و قانون‌گذار (به‌ویژه بانک‌ مرکزی به عنوان رگولاتور حوزة بانکی) و تدوین و استفاده از استانداردهای لازم در این زمینه، چالش دیگری است که پیش روی این فعالان قرار دارد.

این مثال، به‌تنهایی نشان می‌دهد که امنیت در مخابرات، دیگر محدود به حوزه‌های خاص و دور از دسترس (مانند بخش‌های دفاعی و اطلاعاتی) نیست و موفقیت هر فعالیت به‌ظاهر ساده‌ای، مستلزم توجه به این مقوله است.

6- در بین نهادهای متولی امنیت در فضای تبادل اطلاعات، بیش از همه، فعالیت‌های شرکت فناوری اطلاعات به چشم می‌آید؛ فعالیت‌هایی که این شرکت در قالب ایجاد مراکز ماهر و گوهر انجام داده است، نمونه‌هایی هستند که (البته در حوزة IT‌ و نه CT) گام‌های نخست محسوب می‌شوند. اما سایر نهادها همچون سازمان تنظیم مقررات و شرکت زیرساخت نیز حتماً دستی بر آتش امنیت دارند و لازم است که به عنوان متولیان اصلی ICT کشور (از منظر حاکمیتی) به ارتقای قابلیت‌ها، برنامه‌ها و روندهای خود بپردازند.

تعامل هم‌افزاینده با نهادهایی مانند سازمان پدافند غیر عامل و نیز نهادهای غیردولتی مانند انجمن رمز ایران و همچنین، مجامع دانشگاهی و علمی و تحقیقاتی کشور، باید از اولویت‌های اصلی این شرکت‌های مخابراتی باشد.

7- اما سؤال اصلی این مقاله: آنچه از تجربه‌ها بر می‌آید و آنچه مورد تأکید صاحبنظران این عرصه است (که بخشی از آن در این شماره از طیف برق منعکس شده است) نشان می‌دهد که موضوع امنیت، چالشی مهم و حساس بر سر راه توسعة و ارائة خدمات ICT است که از این بابت، جامع‌نگری و ملی‌نگری همة نهادهای ذیربط، متخصصان، استادان، برنامه‌ریزان و تصمیم‌گیریان را می‌طلبد. در این وادی، امنیت و قوت زنجیرة توسعة خدمات، در حد استحکام سست‌ترین حلقة آن است؛ بنابراین، نمی‌توان در جایی، محکم‌ترین روش‌ها و تمهیدات را در نظر گرفت و در جایی دیگر، از کنار این مقوله به‌راحتی گذشت یا ملاحظات امنیتی را فدای مصالح اقتصادی و... کرد و دلخوش بود به اینکه امنیت فضای مخابرات را پاس داشته‌ایم!

اما از سوی دیگر، همین حساسیت و اهمیت ما را وامی دارد که با تکیه بر توانمندی‌های صنعتی و مدیریتی خود، نیازهایمان را برطرف کنیم. این یعنی بهره‌مندی از نقاط قوت موجود در صنعت مخابرات کشور، مجال رشد دادن به فعالان و صنعتگران، باز شدن راه‌های تازه پیش پای آنان، فعال شدن متخصصان و نخبگان، توسعة پژوهش در این حوزه آنگونه که نیاز صنعت برآورده شود و بسیاری فرصت‌های دیگر که می‌تواند ایجاد شود یا رشد کند.

8- دولت جدید و وزیر جدید مخابرات به‌تازگی فعالیت خود را آغاز کرده‌اند؛ از سوی دیگر، سال جاری آخرین سال اجرای برنامه چهارم و سال تدوین برنامه پنجم توسعه است. همة اینها، با روندهایی اساسی در مخابرات کشور همزمان شده است: خصوصی‌سازی مخابرات (که البته تا زمان نگارش این مطلب، هنوز به سرانجامِ وعده‌داده‌شده نرسیده است و با مسیری که در پیش روست، بعید است عاقبت‌به‌خیر شود)، ورود اپراتور سوم به بازار ارتباطات سیار کشور، آغاز خدمات‌دهی اپراتورهای WiMAX‌ و ...؛ در هر یک از این اتفاقات و روندها، امنیت جایگاه خاصی دارد و نگاه جدیدی را طلب می‌کند. آیا می‌توانیم "امنیت" را به فرصتی برای رشد و توسعة توانمندی‌های داخلی، بهبود جایگاه تحقیقات، ارتقای رابطة صنعت و دانشگاه و در نهایت، رضایتمندی کاربران تبدیل کنیم؟

ادامه مطلب

چهارشنبه، مهر ۸

جهنم

رانندة ماشین تهران-کرج آنقدر بد رانندگی می‌کرد که صدای مسافرها را هم درآورد.
قبل از پیاده شدن، ازش پرسیدم: "مسیر بعدی شما کجاست؟"
و خودم، قبل از اینکه چیزی بگوید، توی دلم جواب دادم: "جهنم!"

ادامه مطلب

یکشنبه، شهریور ۲۹

"آن کس که بداند که نداند و نخواهد" یا ما مردم چقدر با سواديم؟

گاهی بعضی چیزهای به‌ظاهر ساده، نشان از واقعیت‌هایی عمیق و مهم دارند؛ غلط‌های املایی که در نوشته‌های مختلف، بر سردر مغازه‌ها، روی تابلوها، پشت ماشین‌ها و روی دیوارها دیده می‌شوند، از همین چیزهای ساده هستند. چیزهایی که وقتی در سطح عمومی به نماش گذاشته می‌شوند، معنایی فراتر از کم‌سوادی یا ناآگاهی یک فرد دارند. ببینید: (درست‌ها را داخل پرانتز نوشته‌ام)

• روی تابلوی یک پزشک: ویزیت با تعین وقت قبلی (تعیین)
• در یک آگهی، روی دیوار یک مسجد: حضرت اولیا مخدره... (علیامخدره)
• روی تابلوی یک مکانیکی: تنظیم ارتفاء ماشین (ارتفاع)
• در سایت رسمی یک وزارتخانة آشنا: حجمه (هجمه)
• بر سر کوچه‌ای از کوچه‌های این شهر: کوچة بهرالعلومی (بحرالعلومی). جالب آنکه این کوچه دو تابلو دارد؛ هر یک با یک املا!
• روی کارت ویزیت برخی آدم‌های باسواد: پست الکترونیک: www.xyz@yahoo.com
• روی در بعضی ماشین‌ها: لطفاً درب را آهسته به بندید! (ببندید) (از درب و در می‌گذریم!)
• در بسیاری از نامه‌های رسمی و اداری و روزنامه‌ها و...: سپاسگذارم (سپاسگزارم)
• پارچه‌نوشته‌ای بزرگ بر سردر یک مغازه: این مغازه به 200متر بالاتر منتقل یافت. (انتقال یافت)
• روی یک دیوار، در آیه‌ای از قرآن: تطمعن (تطمئن)

این فقط یک سطح و یک نوع از این کم‌سوادی است. معتقدم عمق و سطح آگاهی و سواد مردم ما خیلی کم‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم یا فریاد می‌زنیم و به رخ می‌کشیم. این را به حساب توهین و تحقیر نگذارید. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، مردمانی هستیم که با آگاهی‌ها و مهارت‌های خرد و کوچک؛ البته این کوچک بودن، متناسب با شغل و منصب و جایگاهمان، "کوچک" و "بزرگ" می‌شود. از رفتارهای فردی و اجتماعی‌مان گرفته تا مدیریت‌های کلان شهری و کشوری، از سیاستمان گرفته تا دیانتمان، از کوچه و بازارمان گرفته تا صنعت و اقتصادمان، از فرهنگ و هنرمان گرفته تا ... همه نشان از چیزی دارد که برخی به آن می‌گویند توسعه‌نیافتگی، من به آن می‌گویم ناآگاهی و بی‌سوادی و فکر می‌کنم که همة بدبختی‌ها و "توسعه‌نیافتگی"های ما، از همین ناآگاهی ناشی می‌شود.

مشکل هم اینجاست که "می‌دانیم که نمی‌دانیم" اما "نمی‌خواهیم" قبول کنیم. (ما شامل هیچ‌یک از آن حالات چهارگانة مشهور نمی‌شویم: آن کس که بداند و... و بنابراین، هیچ توصیه و راه‌حلی هم برای درد ما پیدا نمی‌شود!)

خیلی چیزها هست که می‌بینم و می‌شنوم (فراتر از غلطهای املایی و اشتباهات ظاهری) و مرا به این اعتقاد می‌رساند. بگذریم.

ادامه مطلب

سه‌شنبه، شهریور ۱۷

قضاوتی درباره اخبار قضایی

چندی پیش، یکی از تیترهای صفحه اول روزنامه همشهری این بود:

"محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور و محسنی گرگانی رییس دیوان عالی كشور شدند"

نکته ظریفی در این عبارت نهفته است: بهتر بود نویسنده به جای "شدند" از "شد" استفاده می‌کرد. در واقع اصل عبارت این بوده:

"محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور شد و محسنی گرگانی رئیس دیوان عالی كشور شد"
که فعل "شد" به قرینه لفظی حذف شده است.

بنابراین، درست آن بود که نویسنده در این عبارت، از فعل "شد" استفاده می‌کرد؛ مگر اینکه قصد داشته از هر دو نفر با احترام یاد کند که البته بعید است.

این اشکال را در نقل همین خبر در خبرگزاری‌های دیگر هم دیدم؛ از جمله در ایرنا. نکته جالب در خبر ایرنا، استفاده درست از "شدند" در آخرین پاراگراف آن است که مقایسه‌اش با عبارت مورد بحث ما، موضوع را روشن‌تر می‌کند:

"آیت‌ا... مفید و آیت‌ا... دری‌نجف‌آبادی به سمت مشاوران عالی ريیس قوه قضائیه منصوب شدند."

ادامه مطلب

باغ‌بانان باغ بی‌‌برگی

پیش از این، در مطلبی کوتاه، سریع و صریح، با عنوان "این چاه آب ندارد"، دربارة تولید گوشی تلفن همراه داخلی نوشته بودم. در همین زمینه، مطلبی هم برای روزنامه همشهری نوشتم که با عنوان "مشكل تولید موبایل ایرانی، تكنولوژی است یا مدیریت؟" و با کمی تلخیص (نسبت به آنچه در ادامه می‌آید) در شمارة دیروز آن (88/6/16) چاپ شده است:

چندی از ماجرای پروژة تولید گوشی تلفن همراه داخلی و حواشی آن می‌گذشت و چندان حرف و تصمیم تازه‌ای در مورد آن به گوش نمی‌رسید؛ تصور نویسنده بر آن بود که پس از آن همه اتفاقات و بحث‌‌ها که همه نشان از شکست این پروژه داشت، دولتمردان هم از خیر آن گذشته‌اند و با سکوت خود، خواهان فراموش شدن آن هستند؛ اما به یک‌باره، خبری اینگونه در رسانه‌ها خودنمایی کرد:

"با توافق وزارتخانه‌های صنایع و ارتباطات، سیم‌کارت‌های اپراتور سوم فقط با گوشی تولید داخل عرضه می‌شوند."

شرح متن و حاشیة ماجرای تولید گوشی داخلی (که حاشیه‌اش از متن آن فراتر رفته) چندان نیاز به تکرار ندارد؛ در این مجال، به بهانة این خبر، دو نکته را یادآور می‌شویم و باقی قضایا را به اهل فکر و اندیشه وا می‌گذاریم؛ اما قبل از آن، مقدمه‌ای کوتاه:

آنچه برنامه‌ریزان و مدیران وزارت صنایع از همان ابتدا به عنوان انگیزة اصلی این پروژه بر آن پای می‌فشردند، "حمایت از تولید داخل" بود؛ موضوعی که همة صنعتگران و تحلیلگران صنعت مخابرات به آن اعتقاد دارند؛ آنگونه که خواستة همیشگی‌شان از دولت، لحاظ کردن این مهم در برنامه‌ها و تصمیمات کلان صنعت (به‌ویژه صنعت مخابرات) بوده و هست.

اما این بار، بسیاری از کارشناسان بر این عقیده بودند که بنا به دلایل بسیار، "تولید گوشی تلفن همراه داخلی" به سرانجام نمی‌رسد؛ دلایلی که بسیار گفته‌اند و مسؤولان هم شنیده‌اند: از جمله، سرعت زیاد تغییرات تکنولوژی در این حوزه، ناتوانی در رقابت با غول‌های جهانی تولید گوشی (آن هم غول‌هایی که خود برای بقا با هم ادغام می‌شوند) و... به همین دلیل، این پروژه نمی‌تواند محمل مناسبی برای "حمایت از تولید داخل" باشد. تجربة دو سه‌سال اخیر هم چیزی غیر از این را نشان نمی‌دهد.

حال، این خبر تازه و طرح دوباره این موضوع، نشان می‌دهد مسؤولان امر نه از تجربه این شکست درس گرفته‌اند و نه به نظرات متخصصان و دلسوزان وقعی می‌نهند! با وجود این، شاید پرداختن به این موضوع بر حسب یادآوری، خالی از لطف و فایده نباشد، باشد آنان که افسار صنعت کشور را به دست دارند، این قافله را به سوی کعبة رشد و موفقیت رهنمون شوند.

1- دم خروس یا ...: اگر مدیران عالی‌رتبه صنعت ما به دنبال "حمایت از تولید داخل" در حوزه مخابرات هستند، بسترها بسیاری برای تحقق این نیت خیر وجود دارد؛ حمایت از تولید تجهیزات یا ارائه خدماتی که تجربه‌های موفقیت‌آمیزی از آنها در مخابرات ما وجود دارد، می‌تواند و باید جایگزین پروژه‌ای چون تولید گوشی داخلی شود؛ تجربه‌هایی مانند تولید سوییچ‌های تلفن ثابت و همراه و حتی آنتن‌های تلفن همراه، ارائة نرم‌افزارهای تخصصی و... حتی اگر نیاز و اصراری برای ورود به زنجیرة تولید گوشی و تعامل و همکاری با سازندگان جهانی آن هم هست، می‌توان با کمی تدبیر و تأمل، توانمندی‌های داخلی را مفید و نتیجه‌بخش به‌ کار بست؛ همکاری با سازندگان معظم گوشی تلفن همراه در تولید نرم‌افزارهای مخصوص گوشی (به ویژه نرم‌افزارهای متناسب با فرهنگ ایران و حتی کشورهای همسایه)، یکی از راه‌های تحقق این خواسته است.

البته همة اینها به شرط آن است که واقعاً بیان این شعار و پیگیری این پروژه، برخاسته از اعتقاد واقعی مسؤولان به "حمایت از توان داخلی" باشد؛ چیزی که متأسفانه شواهد چندانی برای تأیید آن وجود ندارد؛ در حالی که محصولات خارجی (و به‌ویژه چینی)، بازار مخابرات ما را اشغال کرده‌اند و حتی توانمندی‌های داخلی در حوزة نرم‌افزارهای مخابراتی (که نقطة قوت و مزیت مخابرات ما محسوب می‌شود) زیر سایة سنگین حضور شرکت‌های خارجی (و باز هم متأسفانه چینی‌ها) پنهان شده است (همانند پروژة بیلینگ یا صورتحساب‌گیری همراه اول)، سخن گفتن از "توان داخل" و بهانه قرار دادن آن برای توجیه یک پروژة از پیش‌شکست‌خورده، چندان مقبول صاحبنظران بی‌طرف قرار نمی‌گیرد.

2-‌ آزمودن آزموده: آنچه در ابتدای این مقال، از آن به عنوان غلبة حاشیه بر متنِ این پروژه یاد کردیم، اینهاست: افزایش تعرفة واردات گوشی خارجی که به‌زعم مدیران صنعت ما، به رقابت‌‌پذیر کردن گوشی داخلی با گوشی خارجی می انجامید و در نتیجة آن، افزایش قاچاق گوشی (تا آنجا که 90درصد گوشی‌های موجود در بازار از کانال قاچاق وارد شد) و سپس برای رفع این معضل، تصمیم به رجیستر (ثبت) کردن گوشی‌های وارداتی و پس از آن، ناتوانی (یا عدم همکاری) شرکت مخابرات برای انجام این کار و.... و سرانجام، بی‌نتیجه ماندن همة تلاش‌ها برای جان دادن به پروژة تولید گوشی داخلی و در پایان و مهمتر از همه، بی‌نصیب ماندن کاربران از گوشی‌های مناسب، باکیفیت و در عین حال، با قیمت معقول (در مقابل گوشی‌های قاچاق و بدون ضمانت).

این بار هم گویا قرار است بر اساس خبری که در ابتدا نقل کردیم، حاشیه‌ای بس نگران‌کننده‌تر به این ماجرا افزوده شود: استفاده از دَم اپراتور سوم برای زنده کردن این جسم بی‌جان و تحقق این معجزة دست‌نیافتنی!

سؤال اینجاست: وقتی همه روش‌های قبلی حمایت از تولید گوشی داخلی به شکست انجامیده است، چگونه می‌توان به موفقیت این روش جدید (که مانند قبلی‌ها اجبارگونه است) امید داشت؟ آن هم روشی که مسلماً تبعات و اثراتش سایر فعالیت‌های بخش مخابرات را تحت تأثیر قرار می‌دهد. چندان عاقلانه نیست که پروژه اپراتور سوم را که هنوز پرونده‌اش بلاتکلیف است، با ماجرای "تولید گوشی داخلی" پیوند بزنیم؛ آن هم اپراتوری که اتفاقات اخیر حول مزایده آن، جذابیتش را برای سرمایه‌گذاران کم کرده و این تصمیم جدید هم مسلماً این موضوع را تشدید می‌کند! در این شرایط، شاید بهتر بود عقلای صنعت و مخابرات، برای نجات جسم بی‌جان پروژه "تولید گوشی داخلی" پای این پروژه نیمه‌جان را هم به میان نکشند و حتی برای بیشتر آشفته نکردن فضای اپراتور سوم، چنین سخنی بر زبان نمی‌آوردند.

سخن پایانی آنکه: باغی که بی‌برگ است و درختان سترونش ثمر نمی‌دهد، به هیچ ترفندی به بار نخواهد نشست؛ حتی اگر به جای آب، شیر در پایش بریزند یا آب را بر باغ‌ها و درختان دیگر ببندند.

ادامه مطلب

پنجشنبه، شهریور ۱۲

دربارة برنامه وزیر جدید ICT: چه يا چگونه؟

برنامه وزیر جدید ICT‌ که برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس ارائه شده بود، مثل خیلی از برنامه‌ها کلی است (و اصولاً هر چیز کلی، خوب است!) اما در همین کلیات هم، ضعف‌ها و نقص‌هایی مهم به چشم می‌خورد:

1- نکتة اول اينکه: برنامة مهندس تقی‌پور بیشتر به تصدی‌گری و اجراييات نظر دارد تا سیاست‌گذاری و حاکمیت؛ در حالیکه، وزیر نباید در برنامه‌اش، صرفاً بگوید که چه می‌خواهد بکند، باید بگوید چگونه می‌خواهد کارها را به پیش ببرد. وگرنه در این مملکت برنامه زیاد نوشته و ارائه شده است.

2- "تنظیم مقررات" عنوان یکی از بخش‌های برنامه‌ وزیر است؛ در این بخش، مهندس تقی‌پور اشاره‌ای به دغدغة اخیر نمایندگان مجلس (یعنی استقلال رگولاتوری) نکرده است و اینکه چگونه می‌خواهد نگرانی آنها و بسیاری از منتقدان را در مورد ضعف‌های گوناگون این سازمان برطرف کند. در واقع برنامة ایشان در این بخش، همان وظایف سازمان رگولاتوری (یا تعبیری از وظایف این سازمان) است که بار دیگر تکرار شده و در آن، از ارائة راه‌حل برای مشکلات و ضعف‌های سازمان خبری نیست.

3- در بخش تلفن همراه، همانگونه که انتظار می‌رفت، متأسفانه فقط به توسعة خدمات فعلی پرداخته شده است و از خدمات جدید خبری نیست. مهمتر از آن، اصولاً هیچ‌گونه نگاه سیاست‌گذارانه‌ای در این بخش (مثل خیلی بخش‌های دیگر برنامه) به چشم نمی‌خورد! به جای پرداختن به مواردی همچون تشریح برنامه‌‌های وزارت برای برای آزادسازی و ایجاد بازار کاملاً رقابتی، به موضوع "اپراتور سوم" اشاره شده است؛ یعنی موضوعی که خود معلول چیزهایی است که وزیر باید به رفع آنها بپردازد؛ وگرنه صرفاً حل مشکل اپراتور سوم، مانع از تکرار این تجربه در آینده نخواهد شد. همانگونه که اپراتور دوم حل شد و...(اگرچه لازم بود مهندس تقی‌پور برنامه‌های خود را برای حل مشکل اپراتور سوم از منظر دیگری ارائه می‌کردند؛ یعنی شناخت و رفع مشکلاتی که مانع از اجرای این پروژه شده است.)

4- اصولاً چون وزیر محترم، بخش مستقلی برای خدمات باند وسیع در برنامة خود در نظر نگرفته است، مجبور شده "وایمکس" را در بخش تلفن همراه بیاورد! جالب‌تر آنکه ایشان قصد دارد که شبکه‌های بی‌سیم وایمکس را راه‌اندازی کند! آن هم زمانی که مزایدة وایمکس برگزار شده و اپراتورها تا چند وقت دیگر سرویس می‌دهند!

5- یکی دیگر از نگاه‌های
سیاست‌گذارانه مفقود در این برنامه، "اصلاح ساختار وزارتخانه" مبتنی بر فضای آینده ICT‌ است. موضوع ادغام، یکی از نمودهای این مسأله است که در مورد آن هم چیزی در این برنامه به چشم نمی‌خورد.

6- تا پیش از این همگان در معنی "شبکه ملی اینترنت" در مانده بودند! ایشان شبکة ملی اطلاعات را هم به فهرست واژگان مبهم مخابرات اضافه کرده‌ است! در این بخش فقط اشاره به یک عبارت از برنامة ایشان کافی است تا نسبت به نوع نگاه وزیر آینده کمی نگرانی به دل راه دهیم: "استفاده از فیبر نوری، به منظور ترانزیت ترافیك و برقراری ارتباطات منطقه‌ای و بین‌المللی" آیا چنین نگاهی را که بیشتر به توضیح واضحات می‌ماند، می‌توان شایستة یک وزیر دانست؟

7- در برنامه وزیر محترم، هیچ اشاره‌ای به تعاملات و چالش‌های سیاستگذار (دولت و وزارت) با بخش خصوصی نشده است. ارائة راهکار براي حل مشکلاتی از قبیل مشکل PAPها که حکایت کوی و برزن مخابراتی‌ها شده است، می‌توانست لااقل برای جلب نظر نمایندگان، در یکی از بخش‌های اینترنت، آزادسازی یا اصل 44 برنامه ایشان بیاید.

8- ایجاد زیرساخت‌های بازار رقابتی جایی در برنامه پیشنهادی مهندس تقی‌پور ندارد؛ از برنامه ایشان نمی‌توان فهمید که مثلاً در حوزة موبایل، نگاه ایشان به موضوعاتی مانند رومینگ ملی یا جابجایی شماره (Number Portability) که از اصول اساسی ایجاد رقابت کامل است، چیست؟

9- ایشان هم مانند همة مدیران ارشد کشور ما، در برنامة خود (که قاعدتاً سرفصل فعالیت‌های آینده ایشان خواهد بود) هیچ توجه یا اشاره‌ای به بهره‌گیری از "آینده‌پژوهی" در پیش‌برد امور بخش خود نکرده است.

10- موضوع ملی و کلانی همچون "اشتغال" هم در برنامة ایشان به چشم نمی‌خورد؛ مگر اینکه ایشان این مقوله را در دل مبحث "حمایت از تولید‌كنندگان الكترونیك و مخابرات" دیده‌ باشند.

11- یک کلی‌گویی مهم: ایشان در بخش"حمایت از تولید‌كنندگان الكترونیك و مخابرات" آورده‌اند: "استقلال در این حوزه شاید كاملاً میسر نباشد، اما تلاشی نسبی را می‌طلبد"؛ صرف نظر از اینکه در برنامه‌ریزی نمی‌توان دست به دامان کلمات و مفاهیمی مانند "نسبی" شد، این تعبیر به‌خودی‌خود نشان‌دهنده نداشتن برنامه‌ برای حمایت از "صنایع منتخب" در این حوزه است؛ آیا وزیر پیشنهادی، می‌خواهد برای استقلال در همه حوزه‌های صنعت ICT‌ تلاشی نسبی به خرج دهد؟ آیا با توجه به توانمندی‌ها، فرصت‌ها و تهدیدهای پیش روی کشور و به طور خاص بخش ICT، همة صنایع زیرمجموعة این بخش از اهمیت و جایگاه یکسانی برخوردارند؟

12- تعاملات با سایر نهادها مانند دانشگاه‌ها برای رفع مشکلات کلان این حوزه (مانند مشکلات پیش روی نیروی انسانی و متخصص این بخش) یکی دیگر از بخش‌های مغفول برنامة مهندس تقی‌پور است.

صبر می‌کنیم تا ببینیم وزیر مخابرات در عمل چه خواهد کرد.

ادامه مطلب

شنبه، شهریور ۷

از تغییر نام تا اصلاح نگاه

این مطلب را برای عصر ارتباط نوشته‌ام که در شمارة این هفته‌اش منتشر شده است:

همانگونه که انتظار می‌رفت، رییس دولت نهم در مصاحبه تلویزیونی خود برای معرفی وزیران جدید کابینه، به تمجید از وزیر فعلی مخابرات پرداخت؛ اما نکته مهم و قابل توجه در این تعریف و تمجید، شاخصی بود که ایشان بر آن دست گذاشت: کاهش قیمت تلفن همراه از یک میلیون‌ به 5هزار تومان و دسترسی سریع و آسان کاربران به این وسیلة ارتباطی (یا به بیان ایشان: فروش آن در کنار دکه‌ها)

اگر از ادبیات حاکم بر سخنان دکتر احمدی‌نژاد (یعنی صحبت کردن آنگونه که عامه مردم بفهمند و خوششان آید) بگذریم، دست گذاشتن بر چنین شاخصی برای موفقیت‌آمیز توصیف کردن عملکرد وزیر مخابرات، جای بحث و بررسی دارد؛ آن هم همزمان با معرفی وزیر جدید و آغاز بررسی برنامه‌های وی در مجلس.

اهمیت این موضوع به‌ویژه برای نمایندگان مجلس از آنجا ناشی می‌شود که دیگر نمی‌توان و نباید برنامه وزیر مخابرات آینده را با معیارهایی از جنس ضریب نفوذ موبایل ارزیابی کرد؛ آن هم زمانی که توسعة تکنولوژی خوا‌ه‌ناخواه باید به این افزایش ضریب نفوذ موبایل منتهی شود و می‌توان گفت چنین اعداد و ارقامی باید کف عملکرد وزیر مخابرات محسوب شود. مسلماً رأی اعتمادی که مبنای آن چنین معیاری باشد، پس از چهار سال نتیجه‌ای بهتر از آنچه امروز بر مخابرات ما حاکم است در پی نخواهد داشت.

البته نه آنکه توسعه موبایل مهم نیست؛ سخن بر سر آن است که نگاه رییس جمهور در معرفی وزیر و به‌ویژه نگاه نمایندگان در بررسی برنامه وی، باید در سطوح سیاست‌گذاری، لایه‌های بالاتر توسعة اعداد و ارقام را نشانه رود؛‌ امروزه، مهمترین بخش برنامه‌ وزیر آینده ICT را باید "ایجاد بستر رقابت کامل در بازار برای ورود و فعالیت بازیگران جدید" در نظر گرفت؛ امری که هم "ایجاد یک رگولاتوری قوی، مستقل، مجهز به دانش روز و به‌ویژه آینده‌نگر" را به عنوان پیش‌نیاز لازم دارد و هم به "کاهش قیمت، بهبود کیفیت و تنوع خدمات" منجر خواهد شد.

علاوه بر این، نمایندگان مجلس باید در برنامه وزیر پیشنهادی مخابرات، در پی نکاتی از این قبیل باشند:

• اهتمام به ارتقای جایگاه و نقش بخش خصوصی واقعی در ارائة همه‌جانبة خدمات ICT‌ در کشور

• توسعة خدمات فناوری اطلاعات در کشور؛ آن هم در مقام هماهنگ‌کننده و سیاست‌گذار و نه صرفاً مجری طرح‌هایی مانند اینترنت ملی (!) یا اتصال مدارس به اینترنت.

• سیاست‌گذاری برای توسعه و حمایت از صنعت داخلی، به‌ویژه در فضای رقابت بازیگران خصوصی که استفاده از توانمندی‌های داخلی (چه در بخش تجهیزات و خدمات و چه در بخش نیروی انسانی) به‌خودی‌خود جایگاهی در طرح‌های اقتصادی آنان ندارد و این امر، نقش وزارت ICT را در توسعه صنعت داخلی پررنگ‌تر می‌سازد؛ بدین معنی که وزارت باید به گونه‌ای سیاست‌گذاری کند که منفعت و توسعة بخش خصوصی خدمات‌دهنده با رشد صنعت داخلی در تضاد نباشد و حتی در هم تنیده شود.

• جهت‌گیری و برنامه‌ریزی برای مشارکت و همکاری با بزرگان مخابرات جهانی و منطقه‌ای با هدف ورود بازیگران داخلی به بازارهای منطقه و جهان، انتقال تکنولوژی و دانش فنی و...

• رفع موانعی که تاکنون مانع از به‌سرانجام رسیدن پروژه‌های کلانی همچون اپراتور سوم شده است؛ به بیان دیگر، بسترسازی و آماده‌سازی مجموعة وزارتخانه برای انجام چنین پروژه‌هایی؛ هم از منظر فنی، حقوقی و قانونی و هم از منظر هماهنگی با سایر نهادها و...

• رفع دغدغه‌هایی که موجب طرح مسائلی همچون استقلال رگولاتوری یا ادغام وزارتخانه‌ها شده است؛ دغدغه‌هایی که ناشی و نشان‌دهنده ضعف‌های غیرقابل چشم‌پوشی در ساختار فعلی وزارت ICT است.

• توجه به ارائه خدمات ارزش‌افزوده و همچنین، سیاست‌گذاری بلندمدت برای توسعة خدمات باند وسیع در کشور

• و بسیاری موارد دیگر که برخاسته از تگاه یک وزیر به عنوان سیاست‌گذار و بسترساز توسعة همه‌جانبة ICT در کشور است و نه مجری و ارائه‌دهنده خدمات و یا مدیرعامل یک شرکت مخابراتی یا یک اپراتور دولتی.

امیدواریم حال که وزیری جدید برای نشستن بر صندلی وزارت ICT‌ پیشنهاد شده است، نتیجة بررسی‌ها و نهایتاً رأی مجلس، سرنوشت وزارت ICT را به گونه‌ای رقم بزند که چهار سال بعد در چنین روزی، نخواهیم همین مطالب را تکرار کنیم! مجلسان باید به دنبال اصلاح نگاه باشند و نه تغییر نام؛ نکته مهم و پایانی اینکه پس از رأی اعتماد و شروع به کار وزیر جدید، نظارت مجلس شرط لازم برای تحقق برنامه‌های توسعه‌ای در مخابرات خواهد بود.

ادامه مطلب